شبکه جاسوسی و تروریستی سفارت آخوندها در آلبانی
۲۸ آذر ۱۳۹۷ دولت آلبانی، غلامحسین محمدنیا سفیر رژیم و مصطفی رودکی رئیس ایستگاه اطلاعاتی ایران در این کشور را به خاطر دست داشتن در توطئههای تروریستی، اخراج کرد. این اقدام پس از لو رفتن طرح جنایتکارانه سفارت رژیم در آلبانی که قصد داشت در نوروز ۹۷ علیه مجاهدیناجرا کند و دیگر اقدامات تروریستی این لانه جاسوسی، صورت گرفت. دولت آلبانی اعلام کرد فعالیتهای آنها در آلبانی در نقض موقعیت دیپلماتیک آنها بوده است.
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا طی نامهای به ادی راما نخستوزیر این کشور، از این تصمیم دولت آلبانی حمایت کرد و نوشت: «از تلاشهای قاطع شما برای ایستادن در مقابل [رژیم] ایران برای مقابله با فعالیتها و تلاشهای بیثبات کنندهاش جهت ساکت کردن مخالفان رژیم در سراسر جهان تشکر میکنم».
متعاقباً وزیر کشور آلبانی هم در مصاحبه با تلویزیون ویژن پلاس در تاریخ ۲۹ آذر گفت: «… معلوم شده که دو دیپلمات سفارت ایران به دلایل امنیت ملی اخراج میشوند».
مأموریت اصلی این لانه جاسوسی و ترور رژیم در آلبانی، پیش بردن خط شیطان سازی و زمینهسازی اقدامات تروریستی علیه مجاهدین بوده است که با استفاده از امکانات مختلف، بهویژه شبکهای از مزدوران مرتبط با این سفارت صورت میگیرد. دلیل اصلی و سنگینی ضربهای که به طرحها و توطئههای رژیم علیه مجاهدین در آلبانی وارد شد را بهخوبی میشود در واکنش دیپلمات تروریست اخراجی آخوندها در مصاحبهاش با خبرگزاری رسمی حکومت آخوندی در ۱۲ دی ۹۷ دید: «متأسفانه دولت آلبانی مرتکب اشتباه بسیار بزرگی شد… دلیل اصلی، مجاهدین هستند. طی ۲۷ ماهی که بنده مسئولیت روابط ایران و آلبانی را عهدهدار بودم، گامهای بلند و خوبی در روابط دوجانبه برداشته شد.»
اهمیت کشور آلبانی برای رژیم
انتقال جمعی مجاهدین از عراق به آلبانی، رژیم را در تنگنای شدیدی قرارداد. به همین دلیل موضوع کشور آلبانی در صدر اولویتهای سیاست خارجی رژیم قرار گرفت و به عبارتی سفارت رژیم در آلبانی، مهمترین سفارت رژیم شد؛ به دلیل همین اهمیت بالاترین مهرههای خودش را تحت عنوان سفیر و کاردار به آلبانی فرستاد. غلامحسین محمدنیا که از معاونین وزارت اطلاعات بود را بهعنوان سفیر و مصطفی رودکی از بالاترین سرکردگان تروریسم و از عناصر سابقهدار وزارت اطلاعات را بهعنوان گرداننده ایستگاه اطلاعاتی در سفارت آلبانی گماشت.

غلامحسین محمدنیا کسی بود که بهعنوان نماینده وزارت اطلاعات در جلسات مذاکرات برجام شرکت میکرد او در تیم هستهای ظریف بهعنوان عضو تیم مذاکرهکننده هستهای معرفی شد اما درواقع فقط به کارهای اطلاعاتی و جاسوسی اشتغال داشت. محمدنیا در سال ۹۴ از آخوند روحانی به خاطر خدمات جاسوسیاش یک مدال به همراه ۵۰ سکه طلا دریافت کرد. محمدنیا همچنین در سال ۲۰۰۰ جزو لیست اعضای نمایندگی رژیم در نیویورک معرفیشده بود و یکی از طرف حسابهای لابیهای آمریکایی رژیم در سالهای بعدازآن بوده است.
مصطفی رودکی نیز در اوایل دهه ۹۰ مسئول ایستگاه اطلاعات رژیم در سفارت اتریش بود او در شهریور ۱۳۹۳ به ایران بازگشت و در مقر مرکزی وزارت اطلاعات مشغول به کار شد. او در این اواخر مأموریتش در وین، بهعنوان مسئول ایستگاههای اطلاعاتی رژیم در کشورهای اروپایی ارتقای سمت پیداکرده بود. مصطفی رودکی از همان زمانی که در اتریش بود، روی پرونده مجاهدین کار میکرد و با برخی از مزدوران در ارتباط بود و به فرانسه نیز رفتوآمد میکرد.
رودکی با مأمورانی از وزارت اطلاعات از قبیل مسعود خدابنده، عیسی آزاده و قربانعلی حسین نژاد در ارتباط بود و مواجب آنها را پرداخت میکرد تا توطئههای اطلاعات آخوندی علیه مجاهدین را به اجرا دربیاورند.
زمینهچینیهای سفارت برای پیش برد طرحهای جنایتکارانه تروریستی علیه مجاهدین
ترکیب جدید در سفارت رژیم در آلبانی، بلافاصله دستبهکار مجموعه اقداماتی شدند تا بتوانند جاپای رژیم در این کشور را بازکرده و به توطئه علیه مجاهدین بپردازد. سفیر اخراجی رژیم، در همین رابطه، اینگونه میگوید: «برای اولین بار در تاریخ روابط دوجانبه، وزیر خارجه آلبانی به ایران سفر کرد و برای اولین بار دو خبرگزاری ایرنا و خبرگزاری دولتی آلبانی تفاهمنامه همکاری امضا کردند و هیئت اقتصادی اتاق بازرگانی ایران به آلبانی سفر کرد و با طرفهای آلبانیایی قرارداد همکاری امضا کرد. حتی در حوزه ورزشی مسئولان فدراسیون فوتبال آلبانی به ایران سفر کردند و قرارداد امضا کردند.»
رژیم همعرض با پیشبرد پروژه «ساختن جایها»، برای تسهیل کار سفارت در راستای پیشبرد خط تروریستیاش، اقدامات شیطانسازی علیه مجاهدین و مقابله با فضای سمپاتیک اجتماعی آلبانی نسبت به مجاهدین را هم در دستور کار قرارداد و علاوه بر فعال کردن دو شعبه وزارت اطلاعات، کانون هابیلیان و مؤسسه دیدهبان تحت عناوین فرهنگی و مطبوعاتی، یک کانال تلویزیونی بنام بالکان را هم در خردادماه ۹۶ راهاندازی کرد.
حسین محمودی (مدیر ارتباطات و همکاریهای بینالمللی شبکه جهانی سحر) هدف از راهاندازی این کانال تلویزیونی را اینگونه توضیح میدهد:
«متأسفانه [مجاهدین] در منطقه بالکان هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ لجستیک دستشان باز است. برای همین اگر شما میخواهید در آن حوزه اثرگذار باشید مجبورید از طریق سیگنالهای تلویزیونی وارد شوید… [مجاهدین] در منطقه بالکان نفوذ دارند و قطعاً بر ضد ما عمل میکنند. ما در منطقه بالکان نه روزنامه داریم و نه اینکه رایزن فرهنگی و سفارت ما میتواند آنجا فعالیت خاصی انجام دهد. ما تنها از طریق تلویزیون و امواج میتوانیم اثربخش باشیم. مهم این است که باید چیزی پخشکنید که آنها بپذیرند…» (خبرگزاری تسنیم ۸/۳/۹۶)
شبکه مزدوران مرتبط با سفارت در آلبانی
وزارت اطلاعات، برای پیش بردن طرحهای تروریستی شورای عالی امنیت رژیم برای مقابله با مجاهدین در آلبانی شبکهای از مزدوران خودفروشی که حاضر به همکاری با سفارت بودند را ایجاد کرد تا از آنها برای جاسوسی و جمعآوری اطلاعات مجاهدین و کار روی فضای اجتماعی آلبانی در کنار به خدمت گرفتن مزدوران محلی در رسانههای مختلف استفاده کند.
مزدورانی که در این شبکه به خدمت سفارت درآمدهاند، عبارتاند از: احسان بیدی، مالک بیت مشعل، غلامرضا شکری، حسن حیرانی، حسن شهباز، منوچهر عبدی، سعدالله سیفی، محمدعظیم میش مست، غلامعلی میرزایی، موسی دامرودی، علی هاجری، عبدالرحمان محمدیان و پرویز حیدرزاده.

این مزدوران درازای دریافت حقالزحمه از سفارت و دریافت ذلیلانه صدقه برای رفتن به زیر حاکمیت آخوندها، به جاسوسی و جمعآوری اطلاعات از ترددها و مقرهای مجاهدین میپردازند. همزمان افرادی از خانواده آنها که مستقیماً در خدمت وزارت اطلاعات هستند نیز بهعنوان اهرم فشار روی خانوادههای مجاهدین در داخل کشور عمل میکنند تا آنها را علیه مجاهدین به خدمت بگیرند. اینها افراد کسانی بودند که وزارت اطلاعات در زمان استقرار مجاهدین در عراق، آنها را برای زمینهچینی کشتار مجاهدین، به اطراف اشرف و لیبرتی میآورد. یکی از این مأموران، فردی است بنام شهین هاجری که در حال حاضر با وزارت اطلاعات کار میکند.

ما بهرغم ماهها خودفروشی و تمنای ذلتبار از قاتلان مردم ایران، سفارت رژیم به این مزدوران اجازه رفتن به داخل کشور را نم داد تا هر چه بیشتر آنها را در لجنزار خیانت شیرهکش کند.
خانواده یکی از این مزدوران، بنام موسی دامرودی در همین رابطه لب به شکایت گشوده که: «موسی به سفارت ایران رفته و ضمن معرفی خود خواستار بازگشت به ایران شده است ولی متأسفانه چندین ماه است که سفارت ایران در آلبانی هنوز جواب مشخصی به او نداده است؛ که این باعث نگرانی ما و سردرگمی خودش در آلبانی شده است در همین رابطه ما نامهای برای سفارت ایران در آلبانی ایمیل کردیم که هنوز جوابی به ما داده نشده است». (سایت نجات-۹۷۰۴۰۹)
سفارت آخوندها علاوه بر استفاده از این مزدوران در انواع طرحهای اطلاعاتی و تروریستی، آنها را در انواع پروژههای جنگ روانیاش علیه مجاهدین نیز به کار میگیرد تا دروغهای خود را از زبان آنها بازگو کند.
یکی از این خودفروختگان فردیست به نام غلامرضا شکری که به دلیل ارتباطاتش با سفارت آخوندها، مجاهدین او را از خودشان طرد کردند او درازای دریافت حقالزحمه، علاوه بر شرکت خودش در جمعآوری اطلاعات و جاسوسی از مجاهدین، اعضای خانوادهاش در داخل ایران نیز، اهرم فشاری علیه خانواده مجاهدین بوده و برای جذب مزدور به وزارت اطلاعات نقش فعال دارند.

ین مزدور بارها در عراق با ارگانهای آمریکایی و بینالمللی مصاحبه خصوصی داشت، در لیبرتی نیز بارها با کمیساریا به صورتی خصوصی ملاقات داشت، ولی مطلقاً در آنجا خبری از دروغهایی که بعد از وصل شدنش به سفارت به یادش آمده، در میان نبوده است. کما اینکه خودش نیز بارها درخواست مجاهدین برای ترک صفوف آنها را، طی سالیان رد کرده و عاجزانه درخواست کرده که مجاهدین او را بپذیرند.
رژیم آخوندی از طریق یکی از مزدورانش که تحت عنوان خبرنگار در هفتهنامه اشپیگل نفوذ دادهشده بود مصاحبهای با غلامرضا شکری ترتیب داد. مزدور غلامرضا شکری هم مطالب سراسر کذب و اتهامات هزار بار تکرار شده وزارت اطلاعات علیه تشکیلات مجاهدین را تکرار کرد. ازآنجاکه مزخرفات ارائهشده بسیار واضح و دور از واقعیت بود و انتشار آن چیزی جز آبروریزی و بیاعتباری برای این رسانه نداشت، اشپیگل از انتشار آن خودداری کرد، اما سایتهای وزارت اطلاعات که خود صحنهگردان این مصاحبه بودند بلافاصله مصاحبه منتشرنشده را در شبکه زنجیرهای وزارتی تحت عنوان مصاحبه با اشپیگل انتشار دادند و به شکل مفتضحانه، سرنخ این نوع دروغپراکنیهای وزارتی در رسانههای غربی را نیز لو دادند.
مأمور دیگری که توسط سفارت آخوندی در آلبانی برای پیشبرد طرح و برنامههای وزارت بدنام و سپاه تروریستی قدس علیه مجاهدین بکار گرفتهشده، فردی به نام سعد الله سیفی است که در تاریخ ۲۶ شهریور ۹۶ به دلیل ارتباطات مخفیانه با مأموران رژیم در داخل ایران از مناسبات مجاهدین اخراج گردید.

و بلافاصله بعد از اخراج، در ارتباط علنی با وزارت اطلاعات و مأمورین شناختهشده آن مانند آن سینگلتون (آن خدابنده) و عادل اعظمی قرار گرفت.

این مزدور ازآنپس با تکرار یاوههای وزارت بدنام علیه مجاهدین پرداختهای خائنانه خود برای ولیفقیه ارتجاع را انجام داد. سینگلتون برای بهکارگیری این مزدور چند بار به آلبانی سفر کرد. او با خرید یک کانال تلویزیون اینترنتی بیاعتبار که توسط یک زوج آلبانیایی اداره میشود و در ارتباط با رژیم خواستههای آن را اجرا میکنند، سعد الله سیفی را به صحنه آورد تا رله کننده حرفهای وزارت اطلاعات باشد. وزارت بدنام اطلاعات آخوندها همچنین از فرط فلاکت و خالی بودن چنتهاش در مقابله با مجاهدین در پروژه دیگر خرید یک برنامه تلویزیونی اصحاب مماشات در امریکا، نقش اصلی دروغپراکنی را به این مهره دونپایه واگذار کرد. دروغهایی که بسیار زود با برگشت مزدور سعدالله سیفی به تحت حاکمیت آخوندها، مشخص شد که پیشپرداخت او برای جلب رضایت رژیم و جواز بازگشتش بوده است.
مزدور سعدالله سیفی بعدازاین که در منتهای خفت و خواری، تن به هرگونه خودفروشی داد و ندامت و خیانت خود در آستان ولایت را با لجنپراکنی علیه مجاهدین به اثبات رساند، اجازه رفتن به زیر قبای آخوندها را دریافت کرد اما علیرغم این خوشخدمتی حدود ۲ ماه در اختیار وزارت اطلاعات بود و اجازه ملاقات حتی با اعضای خانواده و… خود را نداشت و نهایتاً پس از تخلیه مجدد اطلاعاتی و قول همکاری بیچونوچرا، به محل سکونتش منتقل شد. او اکنون مانند سایر همپالگیهایش به دورهگردی و شرکت در جلسات سفارشی مأموران وزارت بدنام در لجنپراکنی علیه مجاهدین در داخل کشور، مشغول است.
فرجام طرحها و توطئههای رژیم علیه مقاومت
تروریسم آخوندها نهتنها در آلبانی، بلکه در چندین کشور دیگر اروپایی ازجمله دانمارک و هلند و فرانسه و… نیز برملا شده است. این مسئله منجر به تحریم بخشی از وزارت اطلاعات رژیم توسط اتحادیه اروپا شد. البته تردید نباید کرد که رژیمی که مشکل بقا دارد و در بودن مجاهدین نابودی خودش را میبیند تا روز سرنگونی دست از ادامه طرحها و توطئههایش برنخواهد داشت. تلاشهایی که مانند گذشته در برخورد با صخره مقاومت سازمانیافته مردم ایران، به خود رژیم بازخواهد گشت و آن را بازهم بور و شکستخورده، برجای خواهد گذاشت. این اصالت و حقانیت قیام مردم ایران و نیروی رهبری کننده آن است که باقدرت و توانی بیشازپیش پیروزی مردم ایران را رقم خواهد زد.
نظرات
ارسال یک نظر