چهل سال غصب حق حاکمیت ملت ایران
- انقلاب ضدسلطنتی ۵۷مطالبات مشخص و اعلامشدهای داشت که با ظهور خمینی در آخرین مرحله آن، به چالشی خونین کشیده شد.
- اولین و مهمترین هدف انقلاب ۵۷برقراری یک حاکمیت مستقل ملی و مردمی بود که پیشرفت و عدالت اجتماعی را در ایران بدون شاه تضمین کند.
- مردم ایران بهویژه کارگران، دهقانان، خردهبورژوازی شهری و بازار ملی ایران از ۱۰۰سال پیش به اینسو همین هدف را دنبال میکردند. امری که بارها توسط دربار، استعمار و ارتجاع داخلی سرکوب شده بود.
- پاسخ مردم ایران به غاصبان انقلاب، یک مبارزه بیامان بود که خواب آخوندها را در تمامی این ۴۰سال با کابوس سرنگونی توأم کرده و تا سرنگونی آخوندها و تحقق بزرگترین هدف انقلاب ۵۷ادامه خواهد یافت. قیام بزرگ مردم ایران شاهد این ماجراست.
چهل سال غصب حاکمیت ملت - چهل سال وحشت سرنگونی!
روز ۲۲بهمن ۹۷درست ۴۰سال از سقوط دیکتاتوری سلطنتی میگذرد در حالیکه فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، از وحشت سرنگونی به دست مردم ایران، شب و روز ندارد!
بیتردید انقلاب ضدسلطنتی سال ۵۷پس از انقلاب کبیر مشروطه، بزرگترین تحول سیاسی تاریخ معاصر ایران محسوب میشود، تحولی که البته اهدافی بسا فراتر از سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی داشت اما بهعلت سرقت رهبری انقلاب توسط خمینی دجال و پس از اولین گام پیروزمندش، به انحرافی عظیم کشیده شد.
از آن روز تا کنون چهل سال تمام است که یک مبارزه بیامان و همهجانبه بین مردم و مقاومت پیشتاز ایران با حاکمیت قرونوسطایی آخوندها در جریان است. مقاومتی همهجانبه که تمامی عرصههای زندگی مردم ایران را تحتالشعاع خود قرار داده و اینک به مراحل نهایی خود نزدیک میشود.
در این چهل سال، فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران پیوسته در وحشت سقوط و سرنگونی بهسر برده و مردم و مقاومت ظفرنمونشان گام به گام و نقطه به نقطه دیکتاتور را به عقبنشینی وادار کردهاند. دیکتاتوری که رویای یک امپراطوری ابدمدت یا حداقل چندصد ساله مانند خلافت بنیامیه یا عثمانی را در سر میپروراند اما اینک بهطور شبانه روزی در وحشت سرنگونی بهسر میبرد.
در این چهل سال، مبارزه مردم با آخوندها در تمامی عرصههای سیاسی و اقتصادی و آزادیهای اجتماعی و حقوقبشر و حفظ حریم خصوصی و آزادی بیان و مذهب و... جریان داشته اما نبرد مردم با دیکتاتوری آخوندها بیش از هر چیز و پیش از هر چیز بر سر حق حاکمیت ملت متمرکز بوده است. موضوعی بنیادین که در صورت حل آن به نفع مردم، تمامی مشکلات و مصائب دیگر نیز قابل حل خواهند بود.
این نبرد که از همان سال ۵۷آغاز شد تا امروز مراحلی را گذرانده و از تندپیچهای خطرناکی عبور کرده است اما اکنون و پس از قیام بزرگ مردم در دیماه ۹۶ که اوجی نو یافته، به سرعت به سمت تعیینتکلیف شدن پیش میرود بهنحوی که خامنهای و دیگر سران رژیم مستمراً درباره احتمال سقوط و سرنگونی اعلام خطر میکنند!
علی خامنهای: ممکن است ۹۷فریبی باشد برای سرنگونی ما در ۹۸!
روز ۲۱ آذر ۱۳۹۷خامنهای گفت:
«ملت ایران، بیداری خود را حفظ کنند. اینکه... گفتند در سال۹۷چنین و چنان میکنیم، ممکن است فریب باشد؛ ممکن است در سال ۹۷جنجال بکنند و نقشه را برای سال ۹۸کشیده باشند. همه، حواسشان را جمع کنند»....«آدرس ۹۷را میدهند اما اجرای عملیات ممکن است سال ۹۸باشد»...«توصیه من به همه جوان ها و مجموعه های گوناگون و جریان های سیاسی این است که مراقب باشند به دشمن پهلو ندهند و میدان را برای دشمن آماده نکنند».
سرقت رهبری انقلاب ایران و غصب حاکمیت ملت ایران توسط خمینی
شاید برخیها که یکی دو سه سال پیش از انقلاب ایران را بهخاطر نداشته باشند بهویژه جوانان، حقیقتاً از مفهوم «سرقت رهبری انقلاب» چیز زیادی ندانند. اما این یک واقعیت است. انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران ریشه در سالها مبارزه مردم ایران با دیکتاتوری شاه داشت. محمدرضاشاه برای ایجاد دیکتاتوری خود، دولت ملی دکتر مصدق را در سال ۱۳۳۲ با کمک استعمار و آخوندهای مرتجع، سرنگون کرد. ماجرای آن کودتای ارتجاعی استعماری را اینک همگان میدانند. پس از آن مردم ایران هنگامی که تمامی راههای مسالمتآمیز تغییر سیاسی در ایران را به روی خود بسته دیدند، با روی آوردن به مبارزه مسلحانه، به مبارزه با دیکتاتوری پرداختند. این از زمانی آغاز شد که پس از سرکوب مردم در ۱۵خرداد ۱۳۴۲ آخرین امید به رفرمیسم و مبارزه پارلمانی در ایران از بین رفت. شاه دیکتاتوری مطلقه خود را تحکیم کرد، خمینی به گوشه حجره آخوندی خود در عراق پناه برد و احزاب سنتی ایرانی یا مضمحل شدند یا به رژیم پیوستند و تنها دو سازمان انقلابی مجاهدین خلق و چریکهای فدایی بودند که با ورود به مبارزه مسلحانه، در مقابل دیکتاتور قدعلم کردند.
نظرات
ارسال یک نظر